السيد الخميني
263
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
درجات فضل است . و اين نحو تعبير در فارسى نيست . و « سَخُف » به معنى رقت و خفت عقل است . چنانچه در صحاح « 1 » و غير آن است . و « قرار » به معنى مستقر و جايگاه است . چنانچه از لغت استفاده شود . و فى القاموس : « القَرارُ و القَرارَةُ مَا قُرَّ فيهِ ، والمُطْمَئنُّ مِنَ الأَرْضِ » « 2 » . وجه مناسبت و تشبيه آن است كه همانطور كه زمين قرارگاه و مستقر باران است و باران بر او رو آورد و قرار گيرد ، مؤمن نيز قرارگاه بليّات است كه آنها به او تهاجم كند و قرار گيرد و از او مفارقت نكند . ما با خواست خداى تعالى در خلال فصولى چند بيان آنچه محتاج به ذكر است در حديث شريف مىنماييم . فصل در بيان معنى امتحان و نتيجهء آن و چگونگى نسبت آن به ذات مقدّس حق تعالى حسب مناسبت و گنجايش اين اوراق بدانكه نفوس انسانيه در به دو ظهور و تعلق آن به ابدان و هبوط آن به عالم مُلك در جميع علوم و معارف و ملكات حسنه و سيّئه ، بلكه در جميع ادراكات و فعليات ، بالقوه است و كم كم رو به فعليت گذارد به عنايت حق - جلّ و علا - و ادراكات ضعيفهء جزئيّه اوّل در او پيدا شود ، از قبيل احساس لمس و حواس ظاهرهء ديگر الأخسّ فالأخسّ ؛ و پس از آن ادراكات باطنيه نيز به ترتيب در او حادث گردد . ولى در جميع ملكات باز بالقوّه باشد ؛ و اگر در تحت تأثيراتى واقع نشود ، به حسب نوع ملكات خبيثه در او غالب شود و متمايل به زشتى و ناهنجارى گردد ؛ زيرا كه دواعى داخليه از قبيل شهوت و غضب و غير آن او را طبعاً به فجور و تعدى و جور دعوت كند ؛ و پس از تبعيت آنها به اندك زمانى حيوانى بس عجيب و شيطانى بىاندازه غريب گردد . و چون عنايت حق تعالى و
--> ( 1 ) - الصحاح ، ج 4 ، ص 1372 ، مادهء « سخف » . ( 2 ) - « القرار و القرارة ، آنچه در آن قرار گيرند ، زمين آرام » . ( القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 119 - 120 ، مادهء « قرّ » )